ارتباط دلار و قیمت ساخت نیروگاه خورشیدی
سود یا زیان نیروگاه خورشیدی با نوسان دلار ارتباط مستقیم دارد. نیروگاه خورشیدی از نظر مالی یک صنعت سرمایهبر است؛ یعنی بخش عمده هزینه در زمان ساخت اتفاق میافتد. در ایران، بسیاری از آیتمهای کلیدی نیروگاه (بهخصوص پنلها، اینورترها، تجهیزات برقی، کابلها و گاهی سازهها) یا وارداتیاند یا قیمتشان با بازار جهانی همزمان حرکت میکند. در نتیجه وقتی دلار بالا میرود، پیمانکار و سازنده معمولاً ناچارند هزینه ریالی ساخت را افزایش دهند؛ چون همان تجهیزات دلاری گرانتر میشوند. بنابراین دلار معمولاً از مسیر افزایش هزینه تمام شده پروژه روی تصمیم به سرمایهگذاری اثر میگذارد.
حتی اگر بخشی از کار داخلی باشد، معمولاً همچنان زنجیره قیمتگذاری با ارز جلو میرود (مثلاً مواد اولیه داخلی هم به نرخ جهانی وابستهاند یا شرکتهای EPC هزینه مالی و ریسک ارزی را در قیمت لحاظ میکنند). نتیجه این است که تغییرات دلار میتواند به شکل نسبتاً خطی روی هزینه سرمایهگذاری اولیه اثر بگذارد.
دلار فقط قیمت تجهیزات نیست؛ هزینه مالی و ریسک قرارداد هم هست.
بالا رفتن دلار معمولاً فقط به معنی گران شدن کالای وارداتی نیست؛ بلکه ریسک پروژه را هم افزایش میدهد. در پروژههایی که زمان ساخت چند ماه تا چند سال طول میکشد، پیمانکار ممکن است، در قراردادها تعدیل یا بندهای ارزی بگذارد یا برای پوشش ریسک، قیمت بالاتری پیشنهاد دهد. همچنین هزینه سرمایه (اگر سرمایه از وام یا سرمایه در گردش تامین شود) با شرایط اقتصادی(از جمله انتظارات تورمی ناشی از دلار) بالا میرود. بنابراین دلار میتواند هم روی قیمت تجهیزات اثر بگذارد و هم روی هزینه تأمین مالی.
درآمد نیروگاه ریالی است، اما هزینهها غالباً دلاری و وابسته به ارز
این همان شکاف مهم است: فروش برق در چارچوبهای رایج (مثلاً قراردادهای دولتی مثل خرید تضمینی یا سایر مدلها) معمولاً به ریال پرداخت میشود، در حالی که هزینههای ساخت و بخشی از تعمیرات و نگهداری به شدت دلاری یا تحت تاثیر ارز هستند. اگر نرخ دلار بالا برود، ولی درآمد ریالی پروژه دیر یا محدود تعدیل شود، سودآوری کاهش مییابد. این یعنی پروژه ممکن است از نظر فنی اجراپذیر باشد، اما از نظر اقتصادی جذابیتش کم شود.
زمان اجرا خیلی مهم است: دلار در طول ساخت میتواند ضربه اصلی باشد.
در نیروگاه خورشیدی، قرارداد خرید تجهیزات و زمان ورود کالا اهمیت زیادی دارد. اگر شرکت سفارش را وقتی دلار پایینتر بوده ثبت کرده باشد، ممکن است تا رسیدن کالا، دلار بالا برود و پیمانکار از نظر هزینه متضرر شود. مگر اینکه پوشش ارزی داشته باشد. برعکس، اگر دلار بالا رفته باشد و خرید تجهیزات بعداً انجام شود، هزینه جدید بیشتر است. پس حتی اگر در نهایت قرارداد نرخ برق مشخص باشد، تغییرات نرخ دلار در بازه ساخت میتواند تعیینکننده سود یا زیان نهایی شود.
دلار روی انتخاب فناوری هم اثر دارد (نه فقط قیمت)
وقتی هزینهها بالا میرود، تصمیمگیری فنی تغییر میکند. این یعنی:
– ممکن است پروژه به سمت پنلهای با راندمان کمتر اما ارزانتر برود.
– شاید نوع اینورتر یا سطح اتوماسیون متفاوت انتخاب شود.
– ممکن است یا از ردیاب (Tracker) استفاده نشود یا کمتر استفاده شود.
– چون راندمان بالاتر ممکن است درآمد بیشتری تولید کند، سرمایهگذار تلاش میکند با انتخاب فناوری بهتر، روی هزینه طراحی اثر بگذارد. یعنی مهندسی پروژه بر سود یا زیان نیروگاه خورشیدی با نوسان دلار تاثیر میگذارد.
تاثیر دلار بر بازگشت سرمایه: زمان Payback حساس میشود.
بازگشت سرمایه را معمولاً به صورت مدتزمان یا نرخ داخلی بازده (IRR) میسنجند. وقتی دلار بالا میرود، CAPEX یا هزینههای سرمایهای زیاد میشود. از سوی دیگر، درآمد ریالی ثابت میماند. در نتیجه معمولاً Payback طولانیتر میشود و IRR افت میکند. اما اگر قرارداد برق قابلیت تعدیل منظم داشته باشد یا پروژه امکان درآمدهای جانبی داشته باشد (مثلاً مصرف صنعتی، مدلهای PPA یا درآمدهای مرتبط)، ممکن است حساسیت کمتر شود.
دلار در سالهای بهرهبرداری نیروگاه هم روی تولید تاثیرغیرمستقیم دارد.
حتی اگر درآمد برق و تعداد ساعات تابش ثابت باشد، دلار میتواند باعث شود:
– تعداد پنل نصبشده تغییر کند (اگر بودجه محدود شود).
– کیفیت اجزا (در حدی که ممکن است) تغییر کند.
– زمان بهرهبرداری عقب بیفتد (تا پول تامین شود).
– هزینه تعمیرات و قطعات یدکی افزایش یابد.
یعنی اثر دلار فقط روی مرحله ساخت نیست؛ روی عملکرد واقعی در سالهای بعد هم اثر غیرمستقیم میگذارد.
نتیجهگیری: دلار تعیین میکند پروژه مقرونبهصرفه میماند یا نه.
هزینه ساخت نیروگاه خورشیدی به ارز وابسته است. از سوی دیگر، درآمد پروژه عمدتاً ریالی است. حساسیت نهایی پروژه به دلار، بیش از هر چیز به ساختار قرارداد خرید برق، سرعت تعدیل نرخها و مدت زمان ساخت بستگی دارد.